معرفی
تیگروورمود وورن یه ارباب جوونه که تو یه منطقه دورافتاده، خیلی دور از مرکز پادشاهی زندگی میکنه. یه روز پادشاه بهش دستور میده که بره تو جنگ با کشور همسایه بجنگه.
اما فرمانده دشمن یه دختر جنگجوی خیلی خاصه به اسم الئونورا ویلتاریا؛ یکی از هفت وانادیس که از طرف یه اژدها، سلاحهای ماورایی و عجیب گرفتن.
وقتی این پسر کماندار و اون دختر جنگجوی زیبا با موهای نقرهای همدیگه رو میبینن، همهچیز شروع میشه...
شروع یه افسانه بزرگ درباره یه قهرمان؛ افسانهای که قراره نسل به نسل تعریف بشه.