معرفی
داستان در شهری خیالی و در دنیایی ناشناخته میگذره. یه دختر جوان صبح از خواب بیدار میشه و میفهمه تمام خاطراتش تا قبل از اون روز از بین رفته؛ از زندگی و رابطههاش گرفته تا حتی اسم خودش.
تنها چیزهایی که براش باقی مونده، یه گوشی پر از اسمها و شمارههای ناآشنا و پسری به نام اوریون هست که ظاهراً فقط خودش میتونه اون رو ببینه. دختر با راهنمایی اوریون سعی میکنه گذشتهاش رو پیدا کنه و از راز دوستپسری سر دربیاره که هیچ شناختی ازش نداره.
وقتی هیچ خاطرهای باقی نمونده، شاید تنها راه این باشه که خاطرات تازهای بسازه؛ حتی اگر مجبور بشه عشقهای گذشتهاش رو پشت سر بذاره.
اما آیا میشه بدون شناختن گذشته، به احساسات حال اعتماد کرد؟