قهرمان داستان خودش را در واقعیتی ناآشنا میبیند؛ جایی که ایکی دوستپسر اوست، اما هیچ خاطرهای از رابطهشان ندارد. رفتار صمیمی ایکی و تفاوت آدمهای اطراف، او را بیشتر درباره واقعی بودن خاطراتش سردرگم میکند.