قهرمان داستان سعی میکند رابطهای را که خاطراتش از آن محو شده، از نو بشناسد؛ از پیامهای کوتاه و قرارهای عجیب تا شبی بارانی در جشن معبد، جایی که رفتار دقیق و رکِ کِنتو کمکم رنگ دیگری میگیرد.