هیتومی تسوکیشیرو از خانوادهای جادوگر به دنیا اومده، اما وقتی توانایی دیدن رنگها رو از دست میده، کمکم حس و ارتباطش با جادو هم از بین میره. هیچچیزی نمیتونه اون هدیه رو بهش برگردونه؛ تا وقتی که مادربزرگش تصمیم عجیبی میگیره و هیتومی رو به سال ۲۰۱۸ میفرسته.
در گذشته، هیتومی با نسخه جوانتر مادربزرگش آشنا میشه و بعد چشمش به نقاشیهای پسری به اسم یویتو آئویی میافته. درست همون لحظه، رنگها دوباره جلوی چشمش ظاهر میشن؛ انگار آثار یویتو چیزی دارن که مستقیم به دنیای خاموش هیتومی وصل میشه.
حالا هیتومی باید بفهمه چرا نقاشیهای یویتو چنین اثری روش دارن و مادربزرگش برای چه دلیلی اون رو اینهمه به عقب فرستاده. با نزدیکتر شدنش به یویتو، احساسات تازهای درونش بیدار میشن و رنگ و جادو آرامآرام به زندگیاش برمیگردن.
داستانی لطیف و احساسی درباره رنگها، جادو و دختری که باید خودش رو دوباره پیدا کنه.