شاهزاده بیلائورا فقط دو ماه تا ازدواجی اجباری فاصله دارد و از شوالیهاش، هاریج، خواهشی غیرمنتظره میکند؛ خواهشی که او را دوباره به کلبهٔ جادوگر میکشاند. اما با پیداشدن مشتری تازه، هاریج میفهمد رابطهاش با رز آنقدرها هم ساده نیست.