هاریج با شیرینی به کلبه میآید و تصمیم میگیرد دیدارهایش با جادوگر جوان را بیشتر کند. گپوگفت ساده آنها کنار چای و تارت، کمکم صمیمیتر میشود؛ اما پنهان کردن احساسات برای جادوگری که نمیتواند دروغ بگوید اصلاً آسان نیست.