ناگیسا خاطرات فراموششدهاش را در یتیمخانهای دورافتاده مرور میکند؛ جایی که دوستیاش با سیستا و آلیسیا شکل گرفت. وقتی آنها به آزمایشهای مشکوک مسئولان پی میبرند، تصمیم میگیرند راز پنهان یتیمخانه را کشف کنند.