آنزو بعد از تصادفی کوچک با هیجیری، شاهزاده پولدار و خودشیفته مدرسه، ناخواسته وارد قرار عجیبی میشود؛ اما وقتی رک و راست میگوید به او علاقهای ندارد، هیجیری برای جلب توجهش سراغ راههای تازهای میرود.