با ورود جونتا، خانهی آنزو شلوغتر میشود و او برای خرید لباس تابستانی با کازوکی بیرون میرود. خریدی که قرار است فقط چند لباس تازه پیدا کند، کمکم حالوهوای یک قرار دونفره میگیرد و آنزو را حسابی معذب میکند.