کوتومی از گذشته تلخ و راز دوستی قدیمیاش با تومویا میگوید و خودش را از همه دور میکند. تومویا و دوستانش هم برای تولد او دستبهکار میشوند تا باغ خاطرههای کودکی و لبخند کوتومی را دوباره زنده کنند.