در مهمانیای که لوآ همراه شاهزاده سوئن حاضر شده، برخورد دوباره با آریان و فرمانده شوالیهها تنش ایجاد میکند. اما وقتی یک خدمتکار با چاقو به ویسکنت ددموند نزدیک میشود، گذشته تلخ او و دلیل خشمش کمکم آشکار میشود.