پس از نبرد با رایدر، سیبر بهخاطر کمبود مانا در خطر محو شدن است و شیرو باید راهی برای نجاتش پیدا کند. اما وقتی ایلیا او را میرباید و از او میخواهد به گروهش بپیوندد، شیرو میان اسارت و کمک به دوستانش گیر میافتد.