شب شلوغ کریسمس، ساساکی پشت سوپرمارکت با اوباتای خجالتی آشنا میشود؛ کارمندی زحمتکش که دلش میخواهد برای فروشگاه مفید باشد. گپ صمیمی آنها پای یک نخ سیگار، حس تازهای در یامادا بیدار میکند.