لو مینگفی پس از دیدن پسری مرموز که او را «برادر» صدا میزند، وسط حمله اژدهای برنز و شعله به کالج برمیگردد. حالا رئیس مأموریتی حساس به او میسپارد؛ شلیک به چشم سوم اژدها، آن هم درست در بحرانیترین لحظه نبرد.