ناراکو کیکیو را به قلعهای مرموز میکشاند و اینویاشا همراه دوستانش برای نجات او راه میافتد. اما پیچکهای نفرینشده، هرکدام را در توهمی از ترسها و دردهای پنهانشان گرفتار میکنند و احساسات کاگومه نسبت به اینویاشا و کیکیو را به هم میریزند.