آنزو هنوز درگیر نگهداشتن کازوکی در خانه و کنار آمدن با نقشههای ریری است که دوست دوران کودکیاش جونتا سر میرسد؛ پسری ورزشکار و خوشقلب با خاطراتی که آنزو درست به یاد نمیآورد. حضور جونتا، نگاه بقیه را هم به زندگی شلوغ آنزو جلب میکند.