تومویا با وجود درد شانه، سخت کار میکند تا زندگی مستقلش را بسازد و دلگرمی ناگیسا خستگی روزهای طولانی را از تنش درمیآورد. اما شلوغتر شدن کار، برنامه آنها برای رفتن به جشن مؤسسان مدرسه را به خطر میاندازد.