پس از نبردی ویرانگر با وجیتا، گوکو از کریلین میخواهد رقیب زخمیشان را رها کند؛ در حالی که دوستانشان با پیامدهای تلخ حمله کنار میآیند، فکری برای زنده کردن قربانیها شکل میگیرد. سرنخهایی دربارهٔ پیکولو و گویهای اژدها هم شاید راه تازهای پیش پای گروه بگذارد.