در حالی که جلال هنوز از زخمهای نبرد با اوراسیون سِیس جان میگیرد، گروهی از گذشته سراغش میآیند و خبرهای نگرانکنندهای از تارتاروس میآورند. جلال که خودش را در سرنوشت اسیران برج بهشت شریک میداند، تصمیم میگیرد برای آزاد کردنشان قدم بردارد؛ حتی اگر مجبور شود تنها برود.