جایرو زپلی از کودکی برای بهارثبردن وظیفهای سنگین در خدمت پادشاهی آماده شده؛ وظیفهای که میان وفاداری به خانواده و باورهای خودش گیرش میاندازد. سالها بعد، دیداری در آستانهٔ مسابقهٔ استیلبال ران، گذشتهٔ جایرو را دوباره پیش چشمش میآورد.