عمو با پیشنهاد استفاده از جادویش برای پولدار شدن، پای مِیبل را به دردسرهای تازهای باز میکند؛ نگهبانی که بعد از فرار از روستا نمیداند با زندگیاش چه کند. گفتوگوی آن دو درباره انتخاب مسیر خودشان، کمکم راز عجیبی از گذشتهٔ قبیلهٔ یخی را هم رو میکند.