شیرو برای آماده شدن در نبردهای بعدی با سیبر تمرین میکند و کمکم از آرزوی او برای جام مقدس سر درمیآورد. بعد هم دیداری غیرمنتظره با ایلیا دارد؛ دختری که برخلاف ظاهر بیخطرش، مسترِ برزرکر است و حرفهایش پرسشهای تازهای به جا میگذارد.